شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
67
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
8 - اسقلبيوس 8 ، 1 - پيغمبر بود و حكيم « 1 » ، شاگرد هرمس است و بعضى گفتهاند هرمس مصرى است وطن و مسكن او شام است . 8 ، 2 - جالينوس ذكر مىكند كه حق تعالى وحى فرستاد به او كه ترا حكيم و ملك « 2 » نام نهم نزديكتر است كه انسان گويم ترا ، يعنى تو لايق و سزاوار به آن نامى . و گفته است بقراط كه او به ستونى از نور دست زده به عالم بالا رفت . و افلاطون ازو حكايت مىكند كه : مردى با زن خود به واسطهء جنينى كه آن عورت به آن حامله بود خصومت كرده پيش اسقلبيوس آمد و گفت اين حمل از من نيست و عورت گفت كه اين حمل از ويست ، و چون منازعت « 3 » ميان ايشان بسيار شد اسقلبيوس روى به آن عورت « 4 » كرد و گفت : اى ظالمه در وقتى كه شوهر تو در هيكل آفتاب از حق سبحانه و تعالى عافيت و سلامتى تو مىخواست تو با غلام فلانى صحبت مىداشتى . بعد از سه ماه فرزندى غير مستوى الخلقه اعجوبهء زمان متولد خواهد شد « 5 » . بعد از انقضاى آن مدت پسرى زائيد كه چهار دست داشت دو در سينه دوى ديگر [ 22 - الف ] به طريق متعارف « 6 » . و
--> ( 1 ) - اساس و س : پيغمبر و حكيم . ( 2 ) - د : و پادشاه . ( 3 ) - د : حكايت مىكند كه مردى و زنى به دعوى آمدند پيش او بر سر طفلى كه زن در شكم داشت . مرد مىگفت از من نيست و عورت مىگفت از تست چون منازعت . . . ( 4 ) - د : به آن زن . ( 5 ) - د : زمان از تو به ظهور آيد . ( 6 ) - د : و دو به طريق متعارف .